وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی

کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود

وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی

کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود

کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود. در این کالج شاعران و نویسندگانى هم هستند که خیلى نام ندارند، یعنى خیلى هاشان از صفر آغاز کرده اند اما از پایه بتون آرمه پى ریختیم، پله ها را چنان دارند یکى دو تا مى پرند بالا که گاهى حیرت مى کنم از اینهمه تیزى، کم مانده مرا هم بزنند و بیندازند! هرگز اینهمه شاعر و منتقدِ چیزفهم سر برنکرده توى ادبیات تیپاخورده ى فارسى، یکى از یکى بهتر، بالا بلندتر! بااینهمه جنونِ سربالا شعر مریضِ فارسى دوباره جامه خواهد درید، دهه ى هفتاد عشق بود اما با این قواى شعرىِ نامحدود، نیمه ى دومِ دهه ى نود بدل خواهد شد به صحنه ى عشقبازى شعر

پیوندهای روزانه

لینک دانلود کتاب : آنارشیست ها واقعی ترند

نیچه یک سفره­ ست؛ سفره­اى مملو از غذاهاى رنگارنگ که بسیارى ­شان با ذائقه­ ى خیلى­ ها سازگار نیست. بى شک نیچه و مارکس و فروید پیامبرانِ عصر حاضرند و البته که تأثیر نیچه بر گفتمان­ هاى فکرى امروز قابل قیاس با آن دو دیگر نیست. على ­رغم اینکه فلسفه­ ى سیاسى ­اش به شدت تحت تأثیر "استیرنر" فردگرا و آنارشیست است با این­ همه بسیارى از کمونیست ­هاى کلاسیک با علم کردنِ چند گزاره­ ى نیچه­ اى، او را دشمنِ باتوم به دستِ آنارشیست­ ها قلمداد کرده و غافل ند که وى مخالفِ هر چه و همه چیز بوده علیه هر نحله و گروهِ سیاسى گزاره­ اى پرتاب کرده!

نیچه در جایى نوشته "من در خانه­ ى خودم ساکنم، از هیچ احدى تقلید و تبعیت نمى­ کنم"؛ این دو جمله یکى از آنارشیستى ­ترین گزاره­ هاست و نشان مى­ دهد که وى جز به فردیتش پایبند نبوده، پس با آنارشیستى پنهان طرفیم که مایل نبوده در هیچ صفى بایستد. طى قرن بیستم هر ایسم سیاسى به گونه ­اى خودش را به افکارِ نیچه مالیده و مثل غزلیات حافظ آن را به نفع خود تأویل کرده، طورى که او را سرِ سفره ­هاى فاشیستى، لیبرالیستی، آریستوکراتیک، نازیستی، کاپیتالیستی و آنتى­ کاپیتالیستی نشانده، بى که توجه ى به نزاع نیچه با دولت کرده باشد، على ­الخصوص آن­جا که مى ­نویسد: "اى برادران جایى که دولت به پایان برسد رنگین­ک مان و پل ­هاى ابرانسان را خواهید دید".

نیچه در تقابل با هم­ سطح­ سازىِ مدرنیستى و برابرىِ مسیحى و دمکراسى کاپیتالیستى، مفهومِ ابرانسان را یگانه پادنهادِ مدرنیته قرار مى ­دهد که تعریفِ دیگرى از آزادىِ آنارشیستى­ ست که با تمامِ اشکالِ معاصرِ دولت در ستیز است. در جایى نوشته ­ام آنارشیست باید باشى، نمى ­توانى بشوى و اگر باشى حتى نمى ­توانى انکارش کنى! از این جهت نیچه على ­رغمِ چند گزاره­اى که علیه آنارشیسم دارد یک آنارشیستِ مخفى در خود داشت طورى که سایه­اش را مى ­توانى بر تمام رفتارزنى­ ها حتى زندگىِ خصوصى­ اش ببینى.

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی