وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی

کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود

وبلاگ کالج شعر علی عبدالرضایی

کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدودپنج هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود

کالج شعر عبدالرضایى، سازمانى شعرى و شعورى ست که در آن حدود سه هزار تن از نویسندگان مستقل معاصر، به ویژه شاعران و منتقدان جوان عضویت دارند و مطالب شان در رادیو کالج، مجله فایل شعر و گروه تلگرامى و اینستاگرامى کالج شعر منتشر مى شود. در این کالج شاعران و نویسندگانى هم هستند که خیلى نام ندارند، یعنى خیلى هاشان از صفر آغاز کرده اند اما از پایه بتون آرمه پى ریختیم، پله ها را چنان دارند یکى دو تا مى پرند بالا که گاهى حیرت مى کنم از اینهمه تیزى، کم مانده مرا هم بزنند و بیندازند! هرگز اینهمه شاعر و منتقدِ چیزفهم سر برنکرده توى ادبیات تیپاخورده ى فارسى، یکى از یکى بهتر، بالا بلندتر! بااینهمه جنونِ سربالا شعر مریضِ فارسى دوباره جامه خواهد درید، دهه ى هفتاد عشق بود اما با این قواى شعرىِ نامحدود، نیمه ى دومِ دهه ى نود بدل خواهد شد به صحنه ى عشقبازى شعر

پیوندهای روزانه


على عبدالرضایى با روش‌هاى متنوعى به نقد شفاهى شاعران کالج مى‌پردازد. در «کارگاه شعر عبدالرضایى»علاوه بر فایل صوتى کارگاه‌هایى که تاکنون برگزار کرده گاهى متن پیاده شده‌شان را نیز قرار مى‌دهیم. عبدالرضایى در اغلب کارگاه‌ها شعرهاى مورد بررسى را ادیت مى‌کند، در این‌جا گاهى متن اصلى و نسخه ادیت شده‌شان را منتشر مى‌کنیم تا مخاطبان، آن‌ها را با هم قیاس کرده به تجربه خوانشى‌شان بیفزایند.


سوراخ جمجمه تنگ است
و حرف‌ها
الماس دانه درشتی‌ست
گوش‌ها
شکستِ بلندگوست
و خونی که می‌زند بیرون
بیرونی نمی‌شود
الماس‌ها تقلبی شده‌اند
سوراخ جمجمه نه
وقت
تنگه‌ای‌ست مثل هرمز
می‌سوزد از داغ نفت‌کش‌هایی
که الماس خورده‌اند
الک شده‌ایم
در تنگه
از تنگ‌ترین سوراخ
و مغزمان
در کفش دلقکی می‌خندد
که پا نداشت

نقد شعر

از این‌که کالج دارد بیشتر و بیشتر جلو می‌رود بسیار خوشحالم، چون آثار شاعران قدیمیِ کالج به یک نظام و فرم بیانی می‌رسد‌ و دیگر حشو کمتر مشاهده می‌شود.
فرض این شاعران مستعد این است که مخاطب‌شان از خودشان باهوش‌تر هستند و از این رو می‌توانند که در ذهنشان نشانه‌ها و تصاویر را چیدمان کند.
به بررسی شعرت می‌پردازم:
«سوراخ جمجمه تنگ است
و حرف‌ها الماس دانه درشتی‌ست
گوش‌ها
شکست بلندگوست
و خونی که می‌زند بیرون
بیرونی نمی‌شود»
بهتر بود که پایان این قسمت را به صورت «نمی‌شود بیرونی» می‌نوشتی بل‌که لحن را زیباتر کرده باشی. البته این سطر تو هم ایرادی ندارد، نظر من صرفن پیشنهاد است.
همچنین اگر «حرف‌ها» و «گوش‌ها» را به صورت مفرد بنویسی و «و»های قبل از آن‌ها را حذف کنی، از کاری گزاف جلوگیری کرده‌ای که شعر را بیشتر به سمت فرم خودویژه‌‌اش سوق می‌دهی.
«الماس‌ها تقلبی شده‌اند
سوراخ جمجمه نه
وقت
تنگه‌ای‌ست مثل هرمز
می‌سوزد از داغ نفت‌کش‌هایی
که الماس خورده‌اند
الک شده‌ایم
در تنگه
از تنگ‌ترین سوراخ
و مغزمان
در‌ کفش دلقکی می‌خندد
که پا نداشت

در این قسمت از شعر ات، دو سطرِ،«می‌سوزد از داغ نفت‌کش‌هایی/ که الماس خورده‌‌اند» بسیار زیباست که نفت سیاه را به الماس ربط داده‌ای.
همچنین سطرِ «از تنگ‌ترین سوراخ» اضافه‌ست، زیرا وقتی تنگه را در سطر قبل نشان می‌دهی دیگر نیاز به توضیح دوباره‌ نیست. «الک شده‌ایم» و «در تنگه» را نیز با هم در یک سطر بنویس تا این تقطیع‌ اشتباه‌ات سرعت سطر را نگیرد. سطر آخر را هم با توجه به زمانی که در طول شعر حکم‌فرماست، بهتر است عوض کنی به: «که پا ندارد». در مجموع، ارتباط‌هایی که در شعرت وجود دارد مثل الماس و آرایه‌ی یک زن و همچنین تنگ بودن وقت را ربط دادن به تنگه‌ی هرمز بسیار آشنایی‌زداست؛ یعنی اگر معمول و مألوف باشد که از x به y برسی، تو از x به z می‌رسی که این امر خلاقیتت را نشان می‌دهد.
معمولن تنگ بودن وقت را با تصویری عینی مثل تنگه‌ی هرمز نشان نمی‌دهند ولی تو این کار را کردی که بسیار جالب است.
نکته‌ای که قصد دارم به تو بگویم این است که دو قرن بعد از اسلام وقتی که شعر عروضی واردِ فضای فارسی زبان می‌شود، اغلب حاوی کمک‌هایی بوده؛ مثلن در شعر عروضی، اثر در فضای خودش مستقل است. ولی ما ترانه‌ را هم داریم که وابسته به ملودی‌ست؛ یعنی ترانه‌ای که صرفن با ملودی خوانده می‌شود. درواقع وزنی وجود دارد با نامِ وزن «تکیه‌ای» که از ریتم تبعیت می‌کند، مثل ریتم‌هایی که به-صورت تق‌تق‌تتتق‌تق یا تق‌تتق‌تتق‌تق و یا هر نوع دیگری که ساخته می‌شود. درواقع در وزن تکیه‌ای نوع و تعداد هجاها مهم است و دیگر عروض اهمیتی ندارد؛ مثلِ «اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره» که مکث‌های آن در موسیقی زبان اهمیت دارد.
در وزن تکیه‌ای هجای تکیه‌دار داریم و هجای بی‌تکیه:
هجای بی‌تکیه؛‌ هجایی‌ست که در حداقل زمان از آن می‌گذریم مثل «اَ» در «اَتل» (تتق) که مکثی ندارد یا «مَ» در «مَتل» (تتق)، ولی «تل» در دو مثال قبل که دارای مکث هستند هجای تکیه‌دارند؛ یعنی یک نوع هارمونی بر این اساس می‌توانی بسازی و شعرت را خودبه‌خود نظام‌مند کنی؛ به عبارت دیگر، در این‌جا ما ریتمی برای شعرهایی که خواهان تبعیت از یک موسیقی بدیع هستند داریم. مثلن شعر سپید را هرگز نمی‌توان با وزن ترانه نوشت چرا که وزن ترانه، متکی به ملودی است. (ترانه نوشته‌ای‌ست که بدون ملودی قابل خوانش نیست) یعنی ترانه می‌تواند بدون وزن عروضی و تکیه‌ای به کمک ملودی اجرا شود ولی در شعر چنین چیزی ممکن نیست، اما وزن تکیه ای ملودی‌محور نیست، بل‌که ریتم‌محور است. این بحث‌ها تاکنون در ادبیات فارسی صورت نگرفته و بهتر است که شاعران سپید، ریتم‌ها و حالت‌های دیگر را هم تجربه کنند. (ریتم‌هایی که با احساسات پدید می‌آید).
مهم است که تو از این وضع بلاهت‌وار، ساده‌نویسی و سطحی‌سازی جدا شوی و تازه باشی. در مجموع، این شعرت خوب است و از پس آن برآمده‌ای و همچنین هجاها را خوب چیده‌ای اما از این به بعد با توجه به حرف‌هایی که زدم سراغ این ریتم‌های حسی برو که مرتبط با تم شعرت باشد. سعی می‌کنم در آینده راجع به انواع وزن (چینی و…) در کالج شعر بحث کنم بل‌که از این فضای محدود و بسته جدا و با سرزمین وسیع‌تری در شعر آشنا شویم.

ویرایش شعر

سوراخ جمجمه تنگ است
حرف
الماس دانه درشتی‌ست
گوش
شکستِ بلندگوست
و خونی که می‌زند بیرون
نمی‌شود بیرونی
الماس‌ها تقلبی شده‌اند
سوراخ جمجمه نه
وقت
تنگه‌ای‌ست مثل هرمز
می‌سوزد از داغ نفت‌کش‌هایی
که الماس خورده‌اند
الک شده‌ایم در تنگه
و مغزمان
در کفش دلقکی می‌خندد
که پا ندارد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی